http://www.imdb.com/title/tt0259711/
موضوع این فیلم یه ایده ی جالبه که مسایل روزمره و مشکلات زندگی یه سرمایه داره معروف (کروز) رو نشون میده. اینجا ما با یه فیلم معمولی طرف نیستیم که توی اون همه چی سر جای خودش باشه بلکه فضای حاکم بر فیلم یک فضای کاملا مجازیه که امکان بروز هر جور اتفاقی توی اون وجود داره.

مسئله ی مرگ و زندگی و توقعات و انتظارات شخص از زندگی خودش و اینکه آیا فرد میتونه اون انتظاری رو که از آینده داره به دست بیاره یا نه.

از بازیگران فیلم علاوه بر تام کروز و پنه لوپه کروز میتوان به کامرون دیاز و کورت راسل اشاره کرد. فیلم از سایت IMDB امتیاز خوبی نگرفته (۶.۹) ولی به یک بار دیدن می ارزه.به نظر من کروز خوب بازی کرده و بازی بقیه هم مشکلی نداره. دیالوگ ها جز در مواقع معدودی قابل فهم و روان هستند ولی مثل همیشه میگم اگر زیر نویس داشته باشید بهتره. فیلم، خانوادگی نیست ولی فیلم غیر اخلاقی هم نیست و از این نظر در سطح یک فیلم هالیوودیه!

با توجه به فضای فانتزی فیلم، من ازش خوشم اومد و دیدنش رو به بقیه توصیه می کنم هرچند کمی قدیمیه و ممکنه جلوه های ویژه اش ابتدایی باشه ولی دیدن بازی چند تا از معروف های هالیوود وقتی پختگی امروزشون رو نداشتند می تونه جالب باشه.
نظر فراموش نشه دوستان، اگر پیشنهادیدر مورد محتویات نوشته یا روش نوشتن هست خوشحال میشم در میان بگزارید.
یا علی
Cansada de besar sapos 2006
(Tired of Kissing Frogs)*

به دنبال شاهزاده ی رویایی
2006
محصول : مکزیک
کل داستان فیلم در مورد ماجراجویی یک دختر(!) در ارتباطات خودشه (که از وقتی شروع میشه که شریکش بهش خیانت میکنه و ...) !!!
همون طور که نا گفته پیداست فیلم وجه ویژه و عمیقی نداره! داستان خیلی تکراریه ! اما چون فیلم تمایل زیادی به ابتذال و هرزگی نداره و روایتش گیرا ست و از تنوع لازم برخورداره ؛ جذاب از آب در اومده!
بازی ها خوبه ! به خصوص نقش اول زن !

My Rating : 6.2 / 10
Watching Value : 0.8
IFWI : Open Couple (+15)

* اشاره به فری تیلی که طبق آن طلسم شاهزاده که به وزغ تبدیل شده با توجه پرنسس(در نسخه های قدیمی پرت کردن به سمت دیوار(:-0) و یا نوازش کردن / ولی در نسخه های جدید بر بوسه های فرنچ تاکید شده :دی )باطل میشه و پرنسس شاهزاده ی رویایی خودش رو پیدا میکنه !!!!

نوشته شده توسط احمد ، مهر 1388
--
Also Published on fasl-e-akhar.blogfa.com

سجده بر آب
-------
کارگردان: حمید خیرالدین
بازیگران: علی دهکردی، پریوش نظریه، غلامرضا علی اکبری
----

اطلاعات عمومی راجع به فیلم رو از جاهای مختلف کپی کردم و در آخر متن گذاشته ام ، الان فقط می خوام نظر شخصیم رو راجع به فیلم بگم :
فیلم شروع خوبی داره ، موضوع جذابیه ( واقعا من رو که جذب کرد )!
نکته قوت فیلم در روابط بین رزمنده ی عکاس (علی دهکردی) و همسرش (پریوش نظریه) است ! برخوردها بسیار روان و لطیفه ! این به معنای اون نیست که تنش وجود نداره ولی واقعا قشنگ به تصویر کشیده ! اونقدر به اونها نردیک میشی که با یه اتفاق ساده (ولی در عین حال عمیق) اشک آدم رو در میاره** !

ولی نقطه ضعف فیلم که می خوام بهش اشاره کنم تقابل فضاهاس که به شدت به فیلم ضربه زده !

کارگردان در تغییر فضاها خوب عمل نکرده ! متاسفم که بگم هر چقدر که محیط خانواده/زناشویی رو خوب تصویر کرده ولی محیط جبهه اصلا پرداخت نداره ، در ضمن بدون پیش زمینه و آمادگی محیط ها رو عوض میکنه و تماشاگر نمی تونه ذهنش رو با این تغییر ناگهانی هماهنگ کنه ! این موضوع در پایان فیلم به شدت مشهوده و به تنهایی پایان فیلم رو تنزل داده !

در مورد پایان بندی هم من سوژه ی سجده بر آب رو اصلا نپسندیدم ! خیلی بد هم در اورده بود ! بر عکس اون سوژه ی مجسمه و همین طور حبیب کوچولو خیلی قشنگ بود !

به طور خلاصه کارگردان تا وقتی که در شهر و در محیط خانواده بود خوب عمل کرده بود ، به محض اینکه به محیط جبهه می رفت سطح فیلم افت می کرد (که قطعا به خاطر ناتوانی کارگردان در به تصوصیر کشیدن اون محیطه نه چیز دیگه ) ، ای کاش سعی میکرد تا در همون فضای شهر و خانواده بمونه و یه فیلم عالی ارائه می داد ! البته باید توجه کرد که متاسفانه در جوّ اون زمان فیلمی که توش گلوله آر.پی.جی شلیک نمی شد فیلم دفاع مقدس نبود ، خب کارگردان هم تحت اثر جو اون وقت بوده ، خیلی نمیشه بهش خرده گرفت!
در آخر در مورد بازی ها ، پریوش نظریه* جدا عالی بود (تازه الان فهمیدم که بحق نامزد سیمرغ فجر هم بوده) ، بقیه قابل قبول بودن ! و موسیقی هم خوب بود (از علیقلی انتظار غیر از این هم نبود و نیست) !

My Rating : 7.2 / 10
Watching Value : 1.3
* من در نسل قدیم بازیگران زن معمولا از بازی این دو لذت می برم : گلچهره سجادیه و پریوش نظریه
** تازگیها دارم میزنم توی این خط ، کتابها رو گذاشتم توی لیست مطالعه ! :)
نوشته شده توسط احمد ، مهر 1388
--
Also Published on fasl-e-akhar.blogfa.com

---------------------------------
سجده بر آب
-------
کارگردان: حمید خیرالدین
تهیه کننده: بنیاد فارابی، فیلم نور
فیلمنامه: صادق کرم یار
مدیر فیلمبرداری: علی رضا زرین دست
تدوین: داود یوسفیان
موسیقی: محمد رضا علیقلی
صدا: محمود سماک باشی
طراح صحنه: ایرج رامین فر
عکس: محسن سیدی
جلوه های ویژه: رضا رستگار
طراح گریم: فرید کشن فلاح
بازیگران: علی دهکردی، پریوش نظریه، غلامرضا علی اکبری، جمشید گرگین، زهره صفوی
محصول: بنیاد فارابی، فیلم نور
سال ساخت: 1375
زمان: 100 دقیقه
خلاصه داستان:
امیر خبرنگار و عکاس که بر اثر انفجار در جبهه از ناحیه سر آسیب دیده است، در شب عروسی دچار تشنج شده و به بیمارستان انتقال داده می شود. ستاره، نامزدش، می داند که او به مرور بینایی خود را از دست خواهد داد. با این حال حاضر است با او ازدواج کند.
ستاره تلاش می کند تا امیر را برای شرایط آینده زندگی آماده کند. در همین هنگام حبیب برادر ستاره مجروح می شود و به تهران باز می گردد و ...


Sweedney Todd: The Demon Babber of Fleet Street - 2007
سُئیدنی تاد : آرایشگر دیوصفت خیابان فلیت
کارگردان : تیم برتون
بازیگران : جانی دپ
هلنا بهام کارتر
...

خب ، حقیقتش من دوست ندارم
ریوو بنویسم راجع به این فیلم ، چون با وجود اینکه کارگردانش تیم برتونه
ولی فیلم غیر منتظره ای بود برام و اصلا انتظار دیدن چنین فیلمی رو
نداشتم ؛
نه اینکه فیلم بدی باشه ، به هیچ وجه ، فقط فیلم متفاوتیه؛
یه موزیکالِ تراژیکِ خشن
فقط همین رو بگم که من چنین فرمی تا به حال ندیده بودم
باید بگم که اولاش کند بود ، ولی آخراش واقعا جذاب میشد
خشونتش هم واقعا فرای انتظار بود ، یک عامل غیر منتظره بودنش هم همین بود
ولی در عین حال این خشونت قطعا جزو مولفه های جدا نشدنی فیلمه
بازی ها خوب بود-به خصوص دپ ، مثل همیشه- ، دیالوگها پیچیده و سخت بود
موسیقی هم خوب بود (هر جند تیکه های موزیکالش بعضی اوقات نچسب بود)


خلاصه میتونم بگم : یک تراژدیه تلخ ، وحشی و غیر انسانی
اگر بخوای به زبان برتون بگم : وجه غیر انسانی ادوارد دست قیچی (که یه تراژدی انسانی و غنی بود)؛
وقتی که انسان از سر غرور و خودشیفتگی نفرت رو به جای عشق بشونه (یعنی وجوه غیر انسانی نفسش رو مجال بده ) همین بلا سرش میاد
(این در مورد خانم لوت -بهام کارتر- هم صادقه)

کافیه سرنوشت ادوارد و سویدنی رو بذارید کنار هم تا "تفاوت را احساس کنید"؛
و البته این سرنوشت متفاوت حاصل جهان بینی متفاوتِ اونهاست (که نتیجه اش در منش و رفتار متفاوت اونها مشهوده) ؛


My Rating : 7.2 / 10
Watching Value : 1.7

پی نوشت : نمی تونم بگم فیلم خوب یا بدیه ، فقط می تونم بگم من باهاش ارتباط برقرار کردم ؛
هر چند که عروس مرده و ادوارد دست قیچی تکرار نشدنی اند و این فیلم برای من در سطح اونها نبود!!؛
نوشته شده توسط احمد ، شهریور 88
--
Also Published on fasl-e-akhar.blogfa.com
سلام، فکر کنم 2 ماهی میشه مطلب جدید تو وبلاگ نذاشتم، چند بار یه چیزی هایی نوشتم اما فکر کردم ارزش گذاشتن رو نداره، فیلم خوب دیدن و دربارش نوشتن یه حس و حال خاصی می خواد که فعلا ما نداریم! البته تازگی از علی یه چند تا فیلم خوب گرفتم یه مقدار حال و هوام رو عوض کرد! انشالا میشینم مینویسم
اما بعد
این روزهای بعد انتخابات حسابی همه رو کلافه کرده یه جورهایی، از هر قشر و دسته و گروه سیاسی که باشی از این وقایع بعد از انتخابات دل خوشی نداری، چه این وری چه اون وری! من هم اصلا نمیخوام بگم تقصیر کی بود یا تقصیر کی نبود قضاوت با تاریخ. مطلبی هم که میخوام بزارم سیاسی نیست، یعنی هست ولی نه به اون معنی که این روزها میگن. یکی از مطالبی که رهبری بعد از انتخابات زیاد روش تاکید دارن بحث داشتن "بصیرت" است، توی سخنرانی های بعد از انتخابات تقریبا در همه اون ها روی این مطلب تاکید داشتن، به عنوان نمونه فرمودند: اگر من بخواهم يك توصيه به شما بكنم، آن توصيه اين خواهد بود كه بصيرت خودتان را زياد كنيد؛ بصيرت. بلاهائى كه بر ملتها وارد ميشود، در بسيارى از موارد بر اثر بىبصيرتى است.88/5/5
همچنین تاکید زیادی داشتن که اطرافیان خودتون رو کمک کنید در بدست اوردن بصیرت و تحلیل درست.

یکی از مطالبی که تو این مدت بعد از انتخابات زیاد شنیدیم هممون! این کلمه بود: " نخبگان"!
از ادعای طرفداری نخبگان از یک جریان سیاسی بگیر تا عملکرد برخی به اصطلاح خواص و نخبگان جامعه. تحلیل زیر به من خیلی خیلی کمک کرد در هضم اتفاقات قبل و بعد انتخابات، البته این صحبت ها برای سال 75 هست، اما موضوع بحث، بحث امروز ماست ،عوام و خواص
در ضمن لطفش به کامل خوندشه،یه مقدار طولانیه اما ارزشش رو داره...
تاريخ را با قصّه اشتباه نكنيم. تاريخ يعنى شرح حال ما، در صحنهاى ديگر...
*اتّفاقى كه افتاده است، در صدر اسلام است. من يك وقت عرض كردم: جا دارد ملت اسلام فكر كند كه چرا پنجاه سال بعد از وفات پيغمبر، كار كشور اسلامى به جايى رسيد كه مردم مسلمان - از وزيرشان، اميرشان، سردارشان، عالمشان، قاضىشان، قارىشان و اجامر و اوباششان - در كوفه و كربلا جمع شدند و جگر گوشهى پيغمبر را با آن وضع فجيع به خاك و خون كشيدند؟!
*دستگاهِ حكومتِ ظالم، هر چه دلش مىخواهد مىگويد. مردم چرا بايد باور كنند؟! مردم چرا ساكت بمانند؟! آنچه بنده را دچار دغدغه مىكند، همين جاىِ قضيه است. مىگويم: چه شد كه كار به اينجا رسيد؟!
*گر امروز من و شما جلو قضيه را نگيريم، ممكن است پنجاه سال ديگر، ده سال ديگر يا پنج سال ديگر، جامعهى اسلامى ما كارش به جايى برسد كه در زمان امام حسين عليهالسّلام رسيده بود. مگر اينكه چشمان تيزى تا اعماق را ببيند؛ نگهبان امينى راه را نشان دهد؛ مردم صاحب فكرى كار را هدايت كنند و ارادههاى محكمى پشتوانهى اين حركت باشند.
* جامعه را مىشود به خواص و عوام تقسيم كرد.
*خواص، طبعاً دو جبههاند: خواصِ جبههى حق و خواص جبههى باطل.
*گر ما شرحِ تاريخ را مىگوييم، هر كداممان بايد نگاه كنيم و ببينيم در كدام قسمتِ داستان قرار گرفتهايم. بعد ببينيم كسى كه مثل ما در اين قسمت قرار گرفته بود، آن روز چگونه عمل كرد كه ضربه خورد؟ مواظب باشيم آن طور عمل نكنيم
*دورانِ لغزشِ خواصِ طرفدارِ حق، حدوداً هفت، هشت سال پس از رحلت پيغمبر شروع شد.
*وقتى به اسامى كسانى كه از كوفه براى امام حسين عليهالسّلام نامه نوشتند و او را دعوت كردند، نگاه مىكنيد، مىبينيد همه جزو طبقهى خواص و از زبدگان و برجستگان جامعهاند!
*شريح قاضى گفت: مىخواستم حرفهاى هانى را به كسانى كه دورِ دارالاماره را گرفته بودند، منعكس كنم. اما افسوس كه جاسوس عبيداللَّه آنجا حضور داشت و جرأت نكردم! جرأت نكردم يعنى چه؟ يعنى همين كه ما مىگوييم ترجيح دنيا بر دين! شايد اگر شريح همين يك كار را انجام مىداد، تاريخ عوض مىشد.
*خواص! خواص! طبقهى خواص! عزيزان من! ببينيد شما جزو كدام دستهايد؟ اگر جزو خواصيد - كه البته هستيد - پس حواستان جمع باشد
متن کامل در ادامه مطلب...
امین
ادامه مطلب


