تبليغاتX
::: آیینه جادو ::: The Best Movie Reference
سلام بر شما دوستان هنر هفتمی، .
آیینه جادو
2001 یك ادیسه فضایی

دوستان آیینه جادویی!

من به تازگی این فیلم رو دیدم و تقریبا هیچ چیز نفهمیدم!! پس تصمیم گرفتم این نقد رو که 8 ماه قبل یکی از بچه ها نوشته بود دوباره آپ کنم. باید بگم که این نقد یکی از بهترین پست های وبلاگه و من حسابی ازش بهره بردم. شما هم حتی اگه این فیلم رو ندیدیت از خوندن این پست ضرر نخواهید کرد

علی



چند روز پیش فیلم یک ادیسه فضایی رو دیدم. اثر معروف کارگردان بزرگ سینمای جهان استنلی کوبریک.
بزارید همین اول اعتراف کنم چیز زیادی نفهمیدم! البته خیلی ناراحت نیستم چون این فیلم از اون فیلم هایی است که ساخته شده برای این که کسی چیزی نفهمه! یا به قول خود کوبریک هر کس اون چیزی و اعتقادی رو که دوست داره میفهمه!. کافی یه سری به مقالات و تحلیل ها و نقد های نوشته شده در مورد این فیلم بزنید. اولین چیزی که جلب نظر میکنه تناقض در برداشت هاست . چیزی که خود کوبریک اون رو پیش بینی کرده بود.
فیلم در واقع بیان گنگی است از دیدگاه های کوبریک به انسان . تکنولوژی. علم و ده ها مطلب دیگر.
از نظر فنی بی شک این فیلم یکی از شاهکارهای عصر خود است. جلوه های ویژه فیلم با این که در سال19۶۸ ساخته شدند هنوز دیدنی هستند. بی شک مهمترین دلیل مورد توجه گرفتن فیلم در طول این سالها جلوه های ویژه ایست که کوبریک به سختی موفق به ساخت انها شده است. البته به نظر من خود کوبریک بیشتر از هر کسی تحت تاثیر این جلوه های ویژه قرار گرفته و همین باعث طولانی شدن غیر معمول بسیاری از این سکانس ها شده .به شکلی که تحمل دیدن اونها سخته! به نظر میرسه بخاطر زحمت زیادی که کارگردان در طراحی این سکانس ها کشیده دلش نیومده از کنار اون ها سریع بگذره! فیلم به 3 قسمت اصلی تقسیم میشه:....

امین واضحی.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در <- PostDate->ساعت 10:10 توسط |
کتونی سفید
سلام
کتونی سفید



کارگردان: محمدابراهیم معیری
تهيه كننده: جهانگیر کوثری
فيلمنامه : محمد ابراهیم معیری
مدير فيلمبرداري: محمد داودی
طراح صحنه و لباس: فریبرز قربان زاده
تدوين : شیرین وحیدی
سال ساخت :1386
سال اکران :1387 - (23 بهمن)

ازون فیلمها که تو سینما 200 بار خودتو فحش میدی که این چه غلطی بود کردم اومدم سینما و دقیقه ای سه بار آرزوی تموم شدن فیلم رو میکنید

داستان فیلم به قدری تکراری است که با گفت یه جمله همتون میتونید ته داستان رو بخونید
واسه اینکه عمرتون رو هدر ندید و به دیدن این فیلم نرید داستان رو کامل میگم
داستان حول یه معلم ورزش خوش تیپ و خوش اخلاق و همه چی تموم میچرخه که به عنوان معلم ورزش وارد یکی از شهرهای جنوبی کشور میشه (مطابق معمول این معلم مجرده و از قضا یه دختر خانومه خوشگله و کاری و همه چی تموم و مجرد دیگه هم تو همون شهر هست که شک نکنید آخر فیلم به هم میرسن)
خلاصه بعد از آغاز به کار تو مدرسه یه تیم فوتبال تشکیل میده (بازهم شک نکیند این تیم در پایان فیلم قهرمان استان میشه)این آقا معلم همه اطرافیان رو از بچه های مدرسه تا معلمها و همسایه ها و حتی ختر بچه های توی کوچه رو شگفت زده میکنه با کاراش



بعد از مدتی این معلم عزیز با آدم بدا در میوفته و خلاصه ترتیب همشون رو میده و اون وسطا سر مبارکشون به جایی میخوره و مخلص (mokh less)میشن
آخر فیلم هم مسابقه فینال هست و تیم دو گل عقب میوفته و آقای معلم همچنان هاردشون هنگ کرده و آخرای بازی بطور کاملا معجزه آسایی حافظشون برمیگرده و دو سه بار میگه : محمد بکش جلو...احمد پاس بده به تقی ..... علی تو چرا اینجایی برو تو زمین و....با همین دو سه تا جمله تیمشون 3 تا گل میزنه و بلــــــــــــــــــه تیم قهرمان میشه و آقای معلم هم با اون خانوم خوشگله مین سراغ آیندشون...
واقعا داستان فیلم به همین بی مزگی بود که تعریف کردم و هیچ گونه افراطو تفریطی نکردم
نمره : صفر مطلق


نظر کارگردان در مورد فیلم هم جالبه بخونید:

محمدابراهیم معیری درباره زمان اکران "کتونی سفید" به خبرنگار مهر گفت: مسئله مهم برای من از اکران این فیلم این است که مخاطب از دیدن آن راضی باشد و احساس نکند وقت و فکر خود را برای دو ساعت هدر داده است. از این طریق مخاطب فیلم می‌تواند گسترش پیدا کند، زیرا آنها با این حس دیدن آن را به یکدیگر توصیه می‌کنند.

حامد


+ نوشته شده در <- PostDate->ساعت 19:35 توسط |
ای بمیری بلاگ....
اه این چه وضعیه بابا!!!

دوبار دو تا مطلب مختلف نوشتم یک بار این بلاگفای احم...ق به دلیل طولانی شدن مدت نوشتن پست log off کرد و دوباره که وارد شدم مطلبم پریده بود. بار دوم هم یه متن دیگه با کلی عکس حاضر کردم بازم این بلاگفای احم...ق پیغام داد امکان درج چنین پستی به دلیل محتوای آن وجود ندارد و دوباره مطلبم پاک شد.

حالا هم این پست اعتراضی رو نوشتم .تا 3 نشه بازی نشه ، احتمالا این یکی رو هم نتونم بذارم تو وبلاگ.

بعد از مدتها خیر سرمون اومدیم پست در کنیم.

ارادتمند همه دوستان حامد

+ نوشته شده در <- PostDate->ساعت 19:42 توسط |
Ocean’s 11, 12, 13

http://www.imdb.com/title/tt0240772/

http://www.imdb.com/title/tt0349903/

http://www.imdb.com/title/tt0496806/

دزدي، زرنگي، خالي بندي، شانس و ابتكار. همين! با اين تم ميشه تا 100 يار اوشن رو هم ساخت. فيلمي كه با استفاده از ستاره هايي مثل جورج كلوني،براد پيت و كاترين زتا جونز و البته جوليا رابرتز تيم بازيگري پر و پيموني هم داره. اگر به اين جمع مت ديمون، ال پاچينو، اندي گارسيا و كيسي افلك رو هم اضافه كنيد ميبينيد كه استيون سودبرگ چه فيلم هاي پر خرجي رو رو دست تهيه كننده گذاشته.

من از دو قسمت اول خوشم اومد ولي قسمت سوم زيادي اغراق داشت كه تا حدودي توي ذوق بيننده مي زد.   فيلم هاي دزدي كه معمولا با يه ايده ي خلاقانه شروع ميشن و با همكاري چند تا نابغه كه استعدادشون رو براي پول درآوردن بكار ميگيرن درون مايه فيلم هاي زيادي بوده كه بعضي هاشون هم طرفداراي زيادي پيدا كردن مثل Italian Job و Gone in 60 seconds .این فیلم دربارهی دانیل اوشن (کلونی) هست که همیشه یک فکر بکر برای دزدی از یه جای خفن و معمولا خیلی پیشرفته رو داره و با همکاری چند نفر که هرکدوم تخصص خودشون رو دارن نقشه هاش رو عملی میکنه. جالبی قضیه اینجاس که این دوستان!! فقط وقتی دست به دزدی میزنن که هیچ پولی تو بساطشون نمونده باشه و در هنگام مایه داری سمت دزدی نمیرن!

 

موسيقي فيلم روان ودر خدمت فيلم هست و ميشه گفت كه راضي كننده هم هست. ديالوگ ها كمي سخت هستند كه استفاده از زير نويس ميتونه براي فهم بيشتر فيلم مفيد باشه. از بازي خوب براد پيت و جورج كلوني هم نبايد گذشت كه به نظر من از پس نقش هاشون به خوبي براومدن.

فيلم ميتونه انتخاب خوبي براي جمع هاي خانوادگي باشه البته زيرنويس رو فراموش نكنيد.

Ratings:

My ratings (overall) :7.8/10

Music:7/10

Scenario and dialogues:7.5/10

+ نوشته شده در <- PostDate->ساعت 9:50 توسط mojtaba |
I'm a SE KS Addict ، Director : Kaveh ZAHEDI
راستش این رو فقط برای اینکه کارگردان و بازیگر و ... (همشون همون کاوه زاهدی )  ایرانی بود دیدم !!!

بذارید اول یه چیزی رو بگم :

این نتیجه گیری رو خیلی وقته بهش رسیدم !!! بذارید اینجا بازگو کنم :

آدم های معمولی ممکنه بتونن فیلم خوب بسازن ، اما تقریبا هیچ وقت شاهکار نمی سازن ! این فیلم های خوب رو باید دید ، اما طبیعتا معمولا فیلم هایی که آدم های معمولی می سازن معمولیه !

آدم های دیوونه زنجیری ، عقده ای (معمولا از نوع عقده های جنسی)، سریال کیلر ها ،  ... (کلا آدم هایی دارای فطرت  نرمال نیستند)    (مثلا   ر.پ یا د.ل یا ب...... ، علی آقا میدونه ، درست نیست اسم ببرم ، م.م ناراحت میشه) ممکنه آدم های دیونه و شاید حتی پلیدی باشند ، اما احتمال شاهکار از این آدمها دیدن بسیار بیشتر از آدم های معمولیه !!!

 

این مقدمه و تقسیم بندی رو گفتم که بگم این فیلم یه فیلم معمولیه  !!! نه یه معمولیه خوب ! یه معمولیه سرسری ! بی هدف ! مسخره ! یه جانک کامل ! ارزش تعریف کردن هم نداره ! یه آدمه که داستان مشکلات جنسی اش رو میگه ! هم بیان چیپه ! هم خود داستان ! هم شخصیت خودش ! همه فیلم راجع به اینه که نمی تونه اعتیادش به  ج ن د ه خونه  رو ترک کنه ! خب نکنه ! به دَرَک اسفل السافلین ! آی دنت گیو  اِ شیت !

خلاصه : نبینید ! مزخرفه !

10 / 4.6 : My Rating

Watching Value : 0.6


امید نوشت : وقتی می بینم یه ایرانی که توی خارج ایرانه اینو ساخته ، خوشحال میشم ! حداقل مطمین میشم که عقیده ام درست بوده که : اگه مغز فرار میکنه ، تاپاله رو هم هوایی میکنه ! در ضمن در عرصه هنر فرار مغز ها کمتره ! البته یه کمی هم به خاطر  فرهنگ-دنپندنت بودن هنره ! و الا هنرمندهای ما هم اهل پرش هستند !!!  

پی نوشت : این روزها دارم فیلم های مزخرف میبینم تا با یه فیلم خوب حال کنم ! نقد بعدی راجع به یه فیلم خوبه ! منتظر باشید ! :)

 تاسف نوشت : اینو @ بعد از ویکی *** بارسلونا دیدم ، گند زد به همه چی ! نمی بینی اینقدر بد دهن شدم ! اثر همین فیلم عوضیه !

 

نوشته شده توسط احمد   مارس ۲۰۰۹

+ نوشته شده در <- PostDate->ساعت 12:57 توسط |
ایستگاه بهشت کارگردان : نادر مقدس
سلام

دوستان این فیلم ارزش نقد نداره ، بی سر و ته به تمام معنا !!! در یک کلمه ضعیف !!!

یه وقت نبینیدش !!!

 

My Rating : 4.2 /10

Watching Value : 0.4 (just to have fun)

 

نوشته شده توسط احمد  مارس 2009

+ نوشته شده در <- PostDate->ساعت 17:35 توسط |
زیر زمین

محصول 1995 کشور یوگسلاوی به کارگردانی Emir Kusturica

برنده جایزه نخل طلای کن در سال 1995

با این که این فیلم را 2 ماه پیش دیدم و برای نوشتن پست در مورد آن باید کمی فسفر بسوزانم، منتها حیفم آمد در موردش ننویسم!

فیلم یک اثر متفاوت و یک فیلم اصل است. فیلم های اصل از نظر من فیلم هایی هستند که نظیر آنها را قبلا ندیده اید! فیلم هایی که بعدا از روی آن ها فیلم هایی دیگری ساخته می شوند و الهام دهنده بسیاری می شوند. مهم ترین ویژگی این فیلم ها این است که هرگز آن ها را فراموش نمی کنید و با کوچکترین یادآوری کل آن جلوی چشمتان حاضر می شود. زیرزمین قطعا یکی از این گونه فیلم هاست:

جنگ، آزادی، وطن پرستی، عشق، سیاست و مرگ درون مایه های اصلی فیلم هستند که به گونه ی حیرت آوری به تصویر کشیده شده اند. این مفاهیم در غالب یک فیلمنامه متفاوت و با به کارگیری طنز به یک فیلم کامل تبدیل شده اند. این طنز موجود بسیار به جا و تلخ به کار گرفته شده است.

به نظر میرسد یکی از عوامل اصلی کیفیت فیلم، جنگ داخلی یوگسلاوی سابق و قرار گرفتن جامعه آن روز یوگسلاوی در فضای جنگ است. با این وجود فیلم موفق می شود چنان داستان دراماتیک خود را برای بیننده تعریف کند تا بیننده را از هر نوع جنگی در هر جای دنیا بیزار کند.

داستان فیلم ماجرای یک گروه مبارز ضد فاشیستی مخفی در زمان جنگ جهانی دوم است و زندگی آنان را تا دهه 90 و جنگ یوگسلاوی روایت میکند. تعریف کردن داستان فیلم جفا در حق همه است و به همین اصلا داستان را تعریف نمی کنم.

از دیگر مفاهیم پرداخته شده در فیلم، مفهوم آزادی است. گویی فیلم ساز در این زمینه هم سعی داشته همه سیاست پیشه گان دنیا را به فریب افکار عمومی در جهان و سلطه ی خاموش بر مردم متهم کند. البته این یکی از بهترین دستاوردهای فیلم ساز در این فیلم است. دستاوردی که به ندرت در فیلم های آمریکایی به دست می آید.

فیلم در مورد عشق و مرگ نیز حرف دارد و دیدگاه های جالبی را در مورد این 2 پدیده مهم مطرح میکند. به خصوص پایان فیلم جز قسمتهای بسیار جالب آن است. در نهایت دیدن این فیلم آن قدر برایم مطلوب بود که تصمیم گرفتم دیگر آثار این کارگردان را هم ببینم.

My Rating: 8.6

IMDB Rating: 8.1

علی و


+ نوشته شده در <- PostDate->ساعت 13:50 توسط |
Tango

تانگو

محصول 1993

یک فرانسوی سنتی

اگر به سبک فیلم های فرانسوی علاقمندید، حتما از دیدن تانگو لذت خواهید برد. فیلم را می‌توان در ژانر طنز، رمانس و فانتزی  قرار داد. فیلم روایت‌گر مشکلات موجود در خانواده‌ها (به خصوص از نوع غربی) است که تقریبا هیچ زن و شوهری به هم اطمینان ندارند، به راحتی به هم خیانت می کنند و با این مساله کنار می آیند. مردی که همسرش او را با زن دیگری دیده و او را ترک کرده است، دیگر نمی تواند از زندگیش لذت ببرد و مدام چهره همسر ترک کرده اش روبرویش حاضر است. به همین دلیل تصمیم می‌گیرد فردی را  استخدام کند تا همسرش را بکشد و ...

البته فیلم به همین زمختی نیست، داستان زیر و زبر‌های زیادی دارد که بیننده را حسابی سرگرم می‌کند. فیلم‌برداری پویا، مناظر زیبا و چهره‌های فانتزی همه و همه از جمله ی عوامل فوق هستند. البته بین داستان و تم شاداب فیلم، تضادی حاکم است که به نظر، بسیار به جا به کار گرفته شده است.

فیلم از نظر فنی در سطح خوبی قرار دارد. بازی ها روان و طنزآلود است. فیلم برداری بسیار عالی انجام شده است. به خصوص صحنه هایی از پرواز در آسمان بسیار خوب از آب در آمده است. میزانسن ها عموما در فضای باز و در طبیعت است، رنگ ها کاملا شاد و چشم نواز هستند به همین دلیل کمتر صحنه‌ای بیننده  را خسته می کند.

 البته کمی عجله و سطحی نگری در نتیجه گیری داستان باعث شده تا شاید نتوان این فیلم را در جمله بهترین‌های این سبک به شمار آورد، به نظر من انتهای داستان می توانست بسیار جالبتر و واقع گرایانه تر باشد. ولی در مجموع در صورت دیدن این فیلم، اثر خوبی در مورد زندگی خانوادگی را خواهید دید.

My Rating:7.5/10


Cinematography: 8.5/10

علی  و

+ نوشته شده در <- PostDate->ساعت 17:22 توسط |
ویکی کریستینا بارسلونا Vicky Cristina Barcelona 2008
 ویکی کریستینا  بارسلونا     2008

نویسنده و کارگردان : وودی آلن

بازیگران : خاویر باردم  ،  اسکارلت جوهانسون *** ،  پنلوپه کروز  ، ربکا هال


من کلا فیلم های وودی آلن رو به خاطر سادگی شون خیلی دوست دارم ، معمولا داستان فیلم ها ساده اند ولی همیشه همون داستانهای معمولا ساده هم به سادگی روایت میشن و این فیلم هم از این قصه مستثنا نیست ! مثل خوندن یه داستان برای یه بچه ! (در این مثال شمای بیننده در حکم همون بچه هستید اما اصلا حس نمی کنید داره بهتون بی احترامی میشه و همین تمام هنر وودی آلن ِ )

این فیلم داستان دو دوست (اسکارلت و هال) است که برای تابستون به اسپانیا (بارسلونا) سفر می کنند ، و این دو دوست دید متفاوتی از عشق دارند لذا در برخورد با یک نقاش عاشق پیشه اسپانیایی (باردم) رویه های متفاوتی رو در پیش می کیرند به خصوص که همسر قبلی (کروز) این نقاش هم هنوز در زندگیش حضور داره !

تعریف این قصه ساده ظلم به فیلم محسوب میشه لذا ببینید! یک ساعت و نیم بیشتر نیست !




کلا فیلم های وودی آلن به دل من یکی که میشینه ! دل چسبه !

موسیقی به جا (آهنگ ها و قطعه های گیتار اسپانیایی واقعا گوش نواز بود )،  بازی ها خوب ،  سیر داستان در کل جذاب !  ریزه کاری ها فکر شده !


My Rating : 7.8 / 10

Watching Value : 1.4


 پی نوشت : خیلی به بی جنبه ها توصیه نمی شود ! و بی جنبه های جوان در شرف ازدواج اکیدا پرهیز کنند!!! در کل تصویر +15 ، تشریح +20، تعمیق +25

خنده بازار نوشت : خود ه وودی آلن یه متنی داده بود بیرون به عنوان روز نوشت های سر صحنه همین فیلم ، طنز کامل (کمی هم کثیف البته Dirty) ;) ! خیلی با حال بود ! من یه بار خوندم گمش کردم  (ترجمه شده بود)، پیدا می کنم لینکش رو میذارم!



*** نمونه کامل یک دختر(!) سه ستاره !  علی آقا میبینی ، خداییش حیف شد ، دیر جنبیدم از دستم رفت ! :دی



نوشته شده توسط احمد Feb 2009


Also published on fasl-e-akhar.blogfa.com

+ نوشته شده در <- PostDate->ساعت 22:39 توسط |
نقد کتاب : هزار خورشید درخشان اثر خالد حسینی
 

عنوان :  هزار خورشید درخشان  نویسنده : خالد حسینی  مترجم : بیتا کاظمی  نشر باغ نو ۱۳۸۶  460 صفحه

عنوان اصلی (انگلیسی) : A_Thousand_Splendid_Suns

این کتاب دومین رمان (بعد از "بادبادک باز") حسینی نویسنده افغان امریکایی تبار است !

من متاسفانه هنوز نه فیلم بادبادک باز رو دیدم و نه کتابش رو  خوندم ولی باید بگم الان که این کتاب رو تموم کردم  دارم حسرت می خورم چرا وقتی حدود 6 ماه پیش یه بار نسخه انگلیسیش رو دیدم نخریدم (البته گرون بود واقعا !) و قطعا بادبادک باز کتاب جزو  کتابهای بعدی ای خواهد بود که می خونم !

من شدیدا تحت تاثیر داستان قرار گرفتم و واقعا مسحور قدرت کلام نویسنده شدم ! یک روایت درام از وقایعی واقعی (اگر هم اتفاق نیافتادند اما به راحتی می تونستند واقعی باشند!) در یک بستر تاریخی(از سلطه روسها تا سیطره طالب ها) !

«شب‌ها لیلا در تخت خود دراز می‌کشید و برق‌های ناگهانی سفیدرنگی که از پنجره‌اش معلوم می‌شد را نگاه می‌کرد. به صدای رگبار مسلسل‌ها گوش‌ می داد و تعداد موشک‌هایی را می‌شمرد که زوزه‌کشان از روی خانه‌شان گذشته با موج خود گچ‌های سقف اتاق را روی سرش می‌پاشیدند. بعضی شب‌ها نور آتش موشک‌ها به قدری زیاد بود که می توانستی با آن کتاب بخوانی و خواب هرگز نمی‌آمد و اگر هم می‌آمد رؤیاهای لیلا سراسر آتش و اعضای بدن جدا شده و ناله زخمی‌ها بود.
صبح هم آرامش نداشت. صدای اذان که بلند می‌شد ، مجاهدین اسلحه‌هایشان را کنار گذاشته ، به سمت قبله ایستاده و نماز می‌خواندند. بعد دوباره جانمازها تا می‌شد و تفنگ‌ها پر شده و از کوه‌ها به کابل آتش می‌شد و کابل هم به کوه‌ها آتش می‌کرد. لیلا و بقیه شهر ، درست مانند سانتیاگو که شاهد تکه‌تکه شدن ماهی بزرگش توسط کوسه‌ها بودند ، فقط باید تماشاچی می‌بودند.»

می تونم بگم اگر یک افغان که در اون شرایط زندگی کرده و این کتاب رو بخونه به مراتب بیشتر از من تحت تاثیر قرار می گیره (البته اگر بستر تاریخی به درستی تشریح شده باشه که به نظر این گونه می رسید)

کتاب نگاه ویژه ای به مسایل زنان داره (گویا بادبادک باز روایت مردانه داره و حالا هزار خورشید درخشان از دیدگاه زنانه نوشته شده) و باید بگم واقعا زیبا عمل کرده ! نه یک نگاه سطحی فمینیستی ، بلکه یه نگاه عمیق ، یک رویکرد درونی به اینکه چرا زنها چیزهایی رو تجربه میکنن که برای اون ساخته نشدن !

و در این زمینه  این جمله محوری کتابه (اززبان  نانا) : مثل عقربه ی قطب نما که همیشه رو به شمال قرار می گیره ، انگشت اتهام مردان همیشه به سوی  زنها نشانه میره !

کاراکتر ها بسیار دقیق هستند ! توصیفها ملموس و فلش بک ها فوق العاده ! شیوه روایت هم گهگاه ریزه کاری های قشنگی داره !

نکته مهم دیگه منصفانه بودن نسبی کتابه ! چه در زمینه های روایت تاریخی(با توجه به اطلاعات محدود من از پیش زمینه تاریخی افغانستان میشه گفت این طور به نظر می رسه*) و چه در کاراکتر ها (هر چند در ظاهر به نظر میرسه مردها کمی محجور واقع شدند ولی با توجه به رویکرد کتاب کاملا قابل قبوله ) ،

 همه کاراکترها طیف دارن ، کاراکتر کامل یافت نمیشه (شاید به جز ملا فیض الله -که نماد مذهب ناب بود-) و این نقطه مثبت کتابه! همه به تنگ نظری ها و  اشتباهاتشون پی میبرند و خواهند فهمید  وقتی می تونستند دوست داشته باشند نفرت ورزیدند ! و سعی نکردند دیگری رو  درک کنن ! افسوس چیزیه که در جای جای کتاب دیده میشه!!! ولی افسوس توام با درک جدید و اصلاح ! افسوس سازنده و تمام این افسوس ها به خوشبختی ختم میشه حتی اگر فقط برای یک چند نفر باشد !

همچنین ادراک زیبایی که از مذهب ارایه میده واقعا جای موشکافی داره ! همون قدر که از طالبها شاکیه از ملا فیض الله تمجید میکنه ! سعی داره نشون بده که اگه استفاده ابزاری (نه کاربردی) از مذهب  همون اندازه زشت و کریه ِ که استفاده صادقانه ازش زیبا و دوست داشتنی ! حتی از آیات قرن هم در نقاط حساس استفاده می کنه  که نه تنها بیانگر ایمان شخصیت بلکه می تونه نشان دهنده ایمان عمیق نویسنده  باشه !

 

و پایان  کتاب (فصل چهارم) ، هر چند کمی کلیشه است ولی من واقعا تحت تاثیر بودم ، بیشتر از اینکه دستم روی سطور کتاب باشه  روی صورتم حرکت می کرد !

 در انتها : یه ترکیب زیبا از بیانی زیباتر از ، تنهایی ، دوستی ،عشق ، مصیبت ، ازخودگذشتگی ، رهایی و خوشبختی و در انتها امید !  یک کتاب فوق العاده ! 

و کتاب با این جمله بی نظیر تموم میشه :

"اما بازی اسم ها تنها نام های پسرانه را شامل می شود ، چون اگر دختر باشد لیلا اسمش را از قبل می داند "

 

پی نوشت : فیلم این کتاب هم در دست ساخته ، برای دیدنش لحظه شماری می کنم !

 

نوشته شده توسط احمد  Feb 2009

 

* البته این بی طرفی تاریخی رو میشه خدشه دار دانست از دیدگاه بازه روایی ، چرا که اصلا به زمان بعد از طالبان و سیطره آمریکایی ها پرداخته نشده و چه بسا بدبختی ها و ستم ها در همون حالت یا حتی به گونه دیگر وجود داشته ولی نویسنده از پرداختن به اون طفره رفته ! (خب بالاخره تبعه امریکاست  و انتظاری هم جز این نمی توان داشت  ، در خود کتاب هم اونقدری که به روسها تاخته اصلا ،حتی خیلی خفیف تر هم،  به غربی ها  و امریکایی ها  شاکی نشده ! در حالی که همون قدر که روسها در حکومت نجیب الله دست داشتن غربیها در تفرقه مجاهدین و سر کار آمدن طالب ها !)

----------------------------

My Rating : 8.9 /10

Reading Value : 1.6

 

+ نوشته شده در <- PostDate->ساعت 15:47 توسط |
Taken

http://www.imdb.com/title/tt0936501/

از همين اول بايد بگم كه از نظر من از اين فيلم زيادي تعريف شده كه اصلا حقش نيست و اين فيلم  در حد و اندازه هاي يك فيلم قابل قبول هم نميتونه باشه (از نظر من)!!

فيلم از اون فيلم هاي مبتني بر "تك قهرمان" هست كه نقش اول فيلم همه فن حريف و همه چيز بلده كه هيچ كس نمي تونه جلودارش باشه و هر كاري رو كه بخواد مي تونه انجام بده. در اغلب قسمتهاي فيلم نقش اول (ليام نيسون) تك و تنها چندين نفر  "آدم بده" هاي داستان رو "نفله" مي كنه و هيچ زخم و مشكلي هم پيدا نمي كنه. عجيب تر از اون حوادث غير واقعي و بيش از حد اغراق آميز در مواقع تعقيب و گريز با ماشين هست كه باعث مي شه اصلا لذتي نداشته باشه و تصنعي بودنش آزار دهندست

فيلمنامه و داستان اصلا قابل قبول نيست و مشكلات متعددي داره كه بيننده احساس مي كنه داره به شعورش توهين ميشه. مثلا فيلم در فرانسه اتفاق مي افته و "برايان مايلز" خودش رو در جايي كارآگاه پليس معرفي مي كنه و كارت ويزيت با اسم فرانسوي نشون ميده ولي با طرف مقابل انگليسي صحبت ميكنه در حالي كه اونا روس هستند  ولي در فرانسه به انگليسي با كارآگاه فرانسوي صحبت ميكنند. از اين جور اتفاق هاي رقت انگيز در فيلم زياده .

تم فيلم قاچاق انسان هست و در اين وسط پدري "دلسوز و مهربان" كه براي نجات دخترش از هيچ كار و جنايتي دريغ نميكنه! همين.

اين فيلم از نظر من over rate  شده و اصلا ارزش گرفتن وقتتون رو نداره. ديدن اين فيلم "بزن بزن" رو اصلا پيشنهاد نمي كنم و اين نقد رو هم براي اين نوشتم كه اگر دوستي پيشنهاد كرد، اغفال نشيد!!!!!

 

نكته آخر، نقش دختر مايلز رو در اين فيلم "شانون" سريال LOST بازي ميكنه!

يا حق

Ratings

Overall :6/10

Story:5.0/10

watching value:0.6

+ نوشته شده در <- PostDate->ساعت 10:59 توسط mojtaba |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا

<