
Sweedney Todd: The Demon Babber of Fleet Street - 2007
سُئیدنی تاد : آرایشگر دیوصفت خیابان فلیت
کارگردان : تیم برتون
بازیگران : جانی دپ
هلنا بهام کارتر
...

خب ، حقیقتش من دوست ندارم
ریوو بنویسم راجع به این فیلم ، چون با وجود اینکه کارگردانش تیم برتونه
ولی فیلم غیر منتظره ای بود برام و اصلا انتظار دیدن چنین فیلمی رو
نداشتم ؛
نه اینکه فیلم بدی باشه ، به هیچ وجه ، فقط فیلم متفاوتیه؛
یه موزیکالِ تراژیکِ خشن
فقط همین رو بگم که من چنین فرمی تا به حال ندیده بودم
باید بگم که اولاش کند بود ، ولی آخراش واقعا جذاب میشد
خشونتش هم واقعا فرای انتظار بود ، یک عامل غیر منتظره بودنش هم همین بود
ولی در عین حال این خشونت قطعا جزو مولفه های جدا نشدنی فیلمه
بازی ها خوب بود-به خصوص دپ ، مثل همیشه- ، دیالوگها پیچیده و سخت بود
موسیقی هم خوب بود (هر جند تیکه های موزیکالش بعضی اوقات نچسب بود)


خلاصه میتونم بگم : یک تراژدیه تلخ ، وحشی و غیر انسانی
اگر بخوای به زبان برتون بگم : وجه غیر انسانی ادوارد دست قیچی (که یه تراژدی انسانی و غنی بود)؛
وقتی که انسان از سر غرور و خودشیفتگی نفرت رو به جای عشق بشونه (یعنی وجوه غیر انسانی نفسش رو مجال بده ) همین بلا سرش میاد
(این در مورد خانم لوت -بهام کارتر- هم صادقه)

کافیه سرنوشت ادوارد و سویدنی رو بذارید کنار هم تا "تفاوت را احساس کنید"؛
و البته این سرنوشت متفاوت حاصل جهان بینی متفاوتِ اونهاست (که نتیجه اش در منش و رفتار متفاوت اونها مشهوده) ؛


My Rating : 7.2 / 10
Watching Value : 1.7

پی نوشت : نمی تونم بگم فیلم خوب یا بدیه ، فقط می تونم بگم من باهاش ارتباط برقرار کردم ؛
هر چند که عروس مرده و ادوارد دست قیچی تکرار نشدنی اند و این فیلم برای من در سطح اونها نبود!!؛
نوشته شده توسط احمد ، شهریور 88
--
Also Published on fasl-e-akhar.blogfa.com
سلام، فکر کنم 2 ماهی میشه مطلب جدید تو وبلاگ نذاشتم، چند بار یه چیزی هایی نوشتم اما فکر کردم ارزش گذاشتن رو نداره، فیلم خوب دیدن و دربارش نوشتن یه حس و حال خاصی می خواد که فعلا ما نداریم! البته تازگی از علی یه چند تا فیلم خوب گرفتم یه مقدار حال و هوام رو عوض کرد! انشالا میشینم مینویسم
اما بعد
این روزهای بعد انتخابات حسابی همه رو کلافه کرده یه جورهایی، از هر قشر و دسته و گروه سیاسی که باشی از این وقایع بعد از انتخابات دل خوشی نداری، چه این وری چه اون وری! من هم اصلا نمیخوام بگم تقصیر کی بود یا تقصیر کی نبود قضاوت با تاریخ. مطلبی هم که میخوام بزارم سیاسی نیست، یعنی هست ولی نه به اون معنی که این روزها میگن. یکی از مطالبی که رهبری بعد از انتخابات زیاد روش تاکید دارن بحث داشتن "بصیرت" است، توی سخنرانی های بعد از انتخابات تقریبا در همه اون ها روی این مطلب تاکید داشتن، به عنوان نمونه فرمودند: اگر من بخواهم يك توصيه به شما بكنم، آن توصيه اين خواهد بود كه بصيرت خودتان را زياد كنيد؛ بصيرت. بلاهائى كه بر ملتها وارد ميشود، در بسيارى از موارد بر اثر بىبصيرتى است.88/5/5
همچنین تاکید زیادی داشتن که اطرافیان خودتون رو کمک کنید در بدست اوردن بصیرت و تحلیل درست.

یکی از مطالبی که تو این مدت بعد از انتخابات زیاد شنیدیم هممون! این کلمه بود: " نخبگان"!
از ادعای طرفداری نخبگان از یک جریان سیاسی بگیر تا عملکرد برخی به اصطلاح خواص و نخبگان جامعه. تحلیل زیر به من خیلی خیلی کمک کرد در هضم اتفاقات قبل و بعد انتخابات، البته این صحبت ها برای سال 75 هست، اما موضوع بحث، بحث امروز ماست ،عوام و خواص
در ضمن لطفش به کامل خوندشه،یه مقدار طولانیه اما ارزشش رو داره...
تاريخ را با قصّه اشتباه نكنيم. تاريخ يعنى شرح حال ما، در صحنهاى ديگر...
*اتّفاقى كه افتاده است، در صدر اسلام است. من يك وقت عرض كردم: جا دارد ملت اسلام فكر كند كه چرا پنجاه سال بعد از وفات پيغمبر، كار كشور اسلامى به جايى رسيد كه مردم مسلمان - از وزيرشان، اميرشان، سردارشان، عالمشان، قاضىشان، قارىشان و اجامر و اوباششان - در كوفه و كربلا جمع شدند و جگر گوشهى پيغمبر را با آن وضع فجيع به خاك و خون كشيدند؟!
*دستگاهِ حكومتِ ظالم، هر چه دلش مىخواهد مىگويد. مردم چرا بايد باور كنند؟! مردم چرا ساكت بمانند؟! آنچه بنده را دچار دغدغه مىكند، همين جاىِ قضيه است. مىگويم: چه شد كه كار به اينجا رسيد؟!
*گر امروز من و شما جلو قضيه را نگيريم، ممكن است پنجاه سال ديگر، ده سال ديگر يا پنج سال ديگر، جامعهى اسلامى ما كارش به جايى برسد كه در زمان امام حسين عليهالسّلام رسيده بود. مگر اينكه چشمان تيزى تا اعماق را ببيند؛ نگهبان امينى راه را نشان دهد؛ مردم صاحب فكرى كار را هدايت كنند و ارادههاى محكمى پشتوانهى اين حركت باشند.
* جامعه را مىشود به خواص و عوام تقسيم كرد.
*خواص، طبعاً دو جبههاند: خواصِ جبههى حق و خواص جبههى باطل.
*گر ما شرحِ تاريخ را مىگوييم، هر كداممان بايد نگاه كنيم و ببينيم در كدام قسمتِ داستان قرار گرفتهايم. بعد ببينيم كسى كه مثل ما در اين قسمت قرار گرفته بود، آن روز چگونه عمل كرد كه ضربه خورد؟ مواظب باشيم آن طور عمل نكنيم
*دورانِ لغزشِ خواصِ طرفدارِ حق، حدوداً هفت، هشت سال پس از رحلت پيغمبر شروع شد.
*وقتى به اسامى كسانى كه از كوفه براى امام حسين عليهالسّلام نامه نوشتند و او را دعوت كردند، نگاه مىكنيد، مىبينيد همه جزو طبقهى خواص و از زبدگان و برجستگان جامعهاند!
*شريح قاضى گفت: مىخواستم حرفهاى هانى را به كسانى كه دورِ دارالاماره را گرفته بودند، منعكس كنم. اما افسوس كه جاسوس عبيداللَّه آنجا حضور داشت و جرأت نكردم! جرأت نكردم يعنى چه؟ يعنى همين كه ما مىگوييم ترجيح دنيا بر دين! شايد اگر شريح همين يك كار را انجام مىداد، تاريخ عوض مىشد.
*خواص! خواص! طبقهى خواص! عزيزان من! ببينيد شما جزو كدام دستهايد؟ اگر جزو خواصيد - كه البته هستيد - پس حواستان جمع باشد
متن کامل در ادامه مطلب...
امین
ادامه مطلب
این ریوو حدود4ماه پیش نوشته شده (و اکنون ویرایش نهاییش رو انجام دادم)،
ولی چون در میان پست ها جا مونده بود ،متاسفانه فراموش کرده بودم پابلیش کنم !
---------------------

Title : Hablecon ella
English Title : Talk to Her
Country:Spain
انتخاب شخصیت اصلی خیلی سخته ولی فیلم در مورد دو مرد و دو زن است که در مراتب عشق ، در درجات متفاوتی به سر می برند !

فیلم یک فیلم 100% هنریه ! نه به مدل فرانسویش ، یه فیلم هنریه اسپانیش/لاتین/امریکایی !

اگه بخوام یه فیلم نردیک به این بیارم میشه از فیلم "دریای درون" نام برد که واقعا فیلم بهتری از این فیلم بود !
(نمونه فرانسویش هم پروانه و غواصه که من این رو خیلی بیشتر می پسندم)

(من فکر می کردم این فیلم جدیدتره ولی اشتباه می کردم ، بنابراین میشه گفت "دریای درون" از بازخوردهای این فیلم هم بهره برده ، کلا اسپانیایی ها سبک خاصی در فیلم های "زندگی در دوران پیش از مرگ" دارن ، و به طور کلی تر تجربیاتی در رابطه با مرگ و ماوراء الطبیعه -و اگر کمی زاویه رو باز کنیم میشه فیلم هایی رو که با تکیه بر حضور روح هست رو هم به این مجموعه اضافه کرد ، نگاه اونها به روح بیشتر از اینکه ایجاد دلهره و وحشت باشه بر اساس باور های مذهبیه- )

پایان بسیار دراماتیکی داره !

My Rating : 7.8 /10 / (IMDB Rating : 8.0)
Watching Value : 1.7
IFWI : Open Couple (+22) (L10 S&N22 V0)

نوشته شده توسط احمد
--
Also published on Fasl-e-akhar.blogfa.com

