آقای چمران رییس شورای شهر تهران در 29 خرداد سال 84 هنگامی که تخریبها علیه احمدی نژاد به اوج رسیده بود، گفت: هر چه احمدی نژاد را بیشتر تخریب کنید، بیشتر رای خواهد آورد!
در آن روز کسی فکر نمیکرد احمدی نژاد رییس جمهور ایران شود، ولی تهمتهایی که از جانب نمایندگان رقیب به او زده شد، باعث شد با 17 میلیون رای احمدی نژاد به عنوان تافتهای جدا بافته رییس جمهور شود. حب و بغض احمدی نژاد از همان روزهای آغازین در افکار جامعه مشهود بود. اکثر افراد اعم از نخبه و عادی، احمدی نژاد را از زاویه عینک خود می نگریستند که این مانع شکل گیری نقدهای منصافانه و دقیق از او می شد.
دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد نشیب و فرازهای زیادی داشت. به خصوص 2 سال اول بی تجربگی احمدی نژاد در سیاست کاملا مشهود بود. اما از همان وقت مطلبی که بر همه ناظران بیطرف مشهود بود، تفاوت قابل توجه محمود احمدی نژاد با دیگر سیاستمداران ایران و جهان بود. شیوه احمدی نژاد در برخورد با مردم و مسائل جهانی کاملاً متفاوت از همه دنیا بود که به نظر می رسید برخواسته از آموزه های مذهبی اوست. احمدی نژاد بر خلاف بیشتر سیاستمداران به جای با مرجع قدرت لابی گری نکرد و تیر خود را به سمت متن مردم نشانه رفت. سخنان او از همان ابتدا قلب مردم ضعیف را نشانه میگرفت به گونه ای که اگر اقشار پایین جامعه در دوران او ضعیف تر هم شوند، باز از نظر روحی آنقدر نشاط داشته باشند تا از شرایط خود راضی باشند. احمدینژاد از روز اول مخالفان بسیاری در جامعه روشنفکران و نخبگان داشت که همین امر شاید مهم ترین دلیل پشت کردن او به نخبگان جامعه بود، اما بر خلاف تصورها او تنها کسی بود که بدون حمایت نخبگان، ثروتمندان و قدرتمندان جامعه توانست در عرصه سیاست باقی بماند. مهم ترین ویژگی احمدی نژاد در این 4 سال هوش فوقالعاده او در جذب ذائقه عموم مردم بود که در نهایت منجر به پیروزی او در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری شد. همچنین مهمترین ضعف احمدی نژاد اطرافیان عادی و در برخی موارد کم خرد او بودند.
در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری تقریبا همه قوای سیاسی جمهوری اسلامی دست به دست هم دادند تا مانع از رای آوردن محمود احمدی نژاد شوند. اما در یک نگرش کلی میتوان گفت آنها به سمتی رفتند که چمران 4 سال قبل پیشبینی کرده بود و احمدی نژاد هم دقیقا همین جو را میخواست. از مدتها قبل از انتخابات رقیب اصلی او، میرحسین موسوی –که به نظر میرسید توسط یک تیم حرفه ای اداره میشود- دست به تخریب احمدی نژاد زد. آنها طی اقدامات گسترده اقدام به پخش شایعات و جنگ روانی کردند در حالیکه از موسوی یک شخصیت محترم ساختند و شخص او را از زدن تهمت ها مبری نگه داشتند. میتوان گفت اطرافیان اقای موسوی با اینکه به بهترین نحو دست به جنگ روانی زدند، اما جنگ آنها متناسب با روحیات مردم ایران نبود. اشتباه تیم آقای موسوی را میتوان در 2 نکته جستجو کرد:
اول تهمتهای بیش از حد –چه راست و چه دروغ- ، تخریب شخصیتی احمدی نژاد، عدم رعایت انصاف در نقدها و نادیده گرفتن خدمات انجام شده
دوم غفلت از ظرفیت بالقوه شهرستانها و پرداختن بیش از حد به اقشار خاص جامعه مثل دانشجویان و زنان
و در نهایت تیر خلاص موسوی به خود زمانی بود که در مناظره با کروبی از کوره به در رفت و تهمت های گوناگونی را در حال عصبانیت به احمدی نژاد نسبت داد.
در نکته مقابل احمدی نژاد که در پی چنین تخریبهای بود، از این فرصت استفاده کرد و با گرم کردن بیشتر تنور به وسیله تهمت زدن به هاشمی و دیگر افراد منفور نظام خود را در برابر آنها تنها و مظلوم معرفی کرد
در کل میتوان گفت احمدی نژاد رای شناخت بهترش از مردم ایران را آورد که مسلما نیروهایی چون بسیج در موفقیت او هم موثر بودند. البته این حمایتها بیشتر از جانب نیروهای مردمی بسیج بودکه انتظار آن هم میرفت. انتظار می رود عملکرد احمدی نژاد در 4 سال دوم از دوره قبل موقرانه تر، با آرامش بیشتر و با ثبات تر باشد. همچنین چه بخواهیم و چه نخواهیم از امروز با رکورد آرای احمدی نژاد، او یکی از موثرترین افراد در نظام جمهوری اسلامی خواهد بود

