وکیل مدافع شیطان
فیلمی آمریکایی محصول سال 1997 است.من در اینجا قصد نقد فنی فیلم را
ندارم(انشاءالله)این قسمت باشد برای دوستان خوبم.
وقتی برای اولین بار این فیلم را دیدم جنبه های Nudity, sex , languageاین فیلم
به نظرم تا حدود زیادی افراطی آمد.اما وقتی شروع به تفکر در مورد مفاهیم فیلم کردم، مهم
ترین جنبه ی مورد نظر من در این فیلم شباهت زیاد درون مایه ی اخلاقی فیلم با
تعابیر اسلامی داشت.شباهتی که شاید قسمت زیادی از آن به خاطر نزدیکی ادیان در بحث ابلیس
باشد.ولی به نظرم جالب آمد که برخی از جنبه های اسلامی فیلم (که بعید است در ادیان
دیگر مثل اسلام روی آن تاکید شده باشد) را لیست کنم.
این شباهت ها به نظر من خیلی جالب بود،پس شما هم آن را بخوانید و اگر شباهت دیگری در فیلم سراغ دارید حتما در قسمت نظرات بنویسید:
1.در این فیلم
شیطان توانایی حضور در بین افراد جامعه و گمراهی آنان از این طریق را
داشت.همانطور که ما می دانیم در اسلام هم بارها به این موضوع اشاره شده.مثل حضور
شیطان به شکل پیرمرد در کنار حضرت ابراهیم و یا بوسه زدن شیطان به شکل مرد عابد بر
دست خلیفه ی اول به عنوان اولین نفر.
نکته ی دیگر کمک شیطان به امور افراد شیطانی بود که قرائن
فراوانی از این مطلب در تعلیمات ما وجود دارد.
2.در این فیلم بارها و بارها دیدم که محل استقرار جان میلتون(شیطان) در بالاترین طبقه ی برجی خیلی بلند در نیویورک بود.او کوین (وکیل مدافع) را معمولا به بلندای آن آسمان خراش می برد و آن جا بسیار راحت او را مجذوب خودش می کرد.کوین قبل از آن که به نیویورک بیاید منزلی در شهر کوچکی در طبقه ی اول داشت.

در روایات ما توصیه شده است
که نزدیک خاک زندگی کنید و خانه هایتان را از 20 ذراع(8متر) بالاتر نسازید زیرا
هرچه از زمین و خاک دور می شوید حضور شیاطین و اجنه بیشتر می شود.(چون آنان از جنس
آتش هستند) اگر هم در منزل های بلند زندگی می کنید در 4 سوی منزل آیات آیه
الکرسی و وان یکاد نصب کنید تا از شر بلاها و وساوس شیطانی در امان
باشید.
من در اینجا به ذکر قرائنی بسنده می کنم و مجال بحث مفصل
ندارم،برای نمونه همه شنیده ایم که نیویورک
محل تجمع صهوینیست های با نفوذ دنیا(صاحبان رسانه،تبلیغات،سینما، سیگار،دارو و
بسیاری کالاهای استراتژیک)است.چه بسا بسیاری از تصمیم های شوم ونقشه های پلید علیه
بشریت در همین برج های بلند شهر نیویورک گرفته می شود.همانند جان میلتون که می گفت
که مرکز اصلی فرماندهی او در نیویورک است و در بقیه ی شهر های بزرگ دنیا شعبه دارد.
او کوین را به مرور گرفتار خشم و شهوت کرد(گناهانی که در اسلام سرچشمه ی همه گمراهی ها معرفی شده است).کوین با اینکه همسر زیبایی داشت ،مدام چشم در گروی زن دیگری داشت.چشم چرانی کوین امری کاملا روشن بود.هم چنین او کم کم به یک انسان عصبانی تبدیل شد،مدام به اطرافیانش پرخاش می کرد،شروع به سیگار کشیدن کردو...

اما آخرین و مهمترین تیری که شیطان از گناهان داشت تکبر
بود.گناهی که خود ابلیس را با آن همه عبادت ار درگاه خدا راند.گناهی که خود او در
فیلم می گفت:تکبر ،به صورت ویژه گناه مورد علاقه ی من است.
او سعی می کرد لذت گناه را در کوین زنده کند و مدام به او
می گفت از گناهت لذت ببر.در روایات ما آمده است که وای بر کسی که گناه بر دل او
بنشیند.اگر گناه هم می کنید از آن ناراحت باشید تا این ناراحتی مقدمه ی توبه باشد،ولی اگر از گناه لذت
بردید،توبه که نمی کنید،بر تکرار آن هم اصرار خواهید ورزید.
4· فرزندان شیطان: جان میلتون در این فیلم چند بار گفت:"شما هر دو فرزندان من هستید"یا "من فرزندان زیادی دارم" در اینجا به ذکر یکی از روایات بسیار جالب بسنده می کنم:

ابو بصیر از امام صادق(ع) نقل میکند:
-هنگامیکه قصد بچه دار شدن دارید،در آن حال بگویید:....خدایا!اگر
از این عمل فرزندی برای ما مقدر فرموده ای او را نیکوکار و پرهیزگار،و از نظر آفرینش
سالم و تام الخلقه قرار ده و شیطان
را در نطفه ی او شریک قرار مده.
-چگونه ممکن است شیطان شریک نطفه ی کسی شود؟
-مگر قرآن نخوانده ای که می فرماید:"و شارکهم فی
الاموال و الاولاد"،اگر با نام خدا شیطان را دور مسازید ممکن است آن
ملعون،همانند مرد آب شهوت خود را در رحم زن داخل کند و شریک نطفه ی فرزند او شود........(وسائل
الشیعه،ج 20، ص 135)
شیطان در مورد کوین همجنین ادعایی داشت و می گفت در زمان
جوانی مادرش و وقتی او در نیویورک بوده است با مادر کوین بوده است
در فیلم وقتی کوین می خواست بچه دار شود و در حال همبستری
با همسرش مدام آن زنی که به او نظر داشت جلوی چشمش می آمد و در خیالش تصور می کرد
با اوست.این عمل نیز در اسلام به شدت تقبیه شده و همسنگ زنا تلقی شده است.
5· دشمنی شیطان با خدا: این ویژگی در فیلم بسیار بارز است.ابلیس مدام کفر می گوید، خدا را به مبارزه می طلبد و دستورات الهی را به سخره می گیرد و انسان را به مبازه با خدا می طلبد.



·
6.جنس شیطان:بر اساس روایات ما از شیطان از جنس آتش و این مطلب به وضوح نشان داده شده است.زمانی که جان میلتون در کلیسا دست خود را در آب فرو می برد و گویی پاره ای آتش وارد آب شده است.

نکته جالب دیگر حضور
شیطان در کلیسا است ،یعنی او جا و مکان نمی شناسد.در هر جایی راههای خود را
برای گمراهی افراد دارد.
· 7. آخرین نکته از نظر من صحنه آخر فیلم بود.در جایی که در ظاهرکوین موفق به چیرگی بر شیطان شده بود ولی او از راهی دیگر(این بار از راه شهرت) و با چهره ای دیگر قصد فریب کوین را داشت و در آخر از حس شهرت طلبی درونی کوین استفاده کرد و او ر ا به مناسبت کار بزرگی که انجام داده بود به یک برنامه ی تلویزیونی دعوت کرد و گفت :
"Vanity, is definitely my favorite sin"
کوین هنوز هم از راه تکبر دچار ضعف بود.

یعنی همانطور که در قرآن آمده که ابلیس به خدا گفت: “فبعزتک لاغونيهم اجمعين الا
عبادک منهم المخلصين” (سوره ص آيه 83-82)
سوگند به عزت
تو، همه بندگان را به گناه ترغيب مي کنم مگر گروه مخلصان را.
همانا
که او لحظه ای از تلاش برای گمراهی ما دست بر نمی دارد،پس در مقابل این دشمن سخت
باید به خدا پناه برد و از او یاری جست و بر روی هوا و هوس پای نهاد
در اینجا جا دارد به سریال او یک فرشته بود اشاره کنم که با الهام از همین فیلم ساخته شده بود و در آنجا نیز به مطالب بسیار جالبی اشاره شده بود
مطلبی که در بالا برای دوستان نوشتم،برخی برداشت های شخصیم بود.البته به خاطر تنگی وقت خود و محدود بودن حوصله شما ،به بسیاری از مطلب فقط اشاره شد و بحث مبسوط ارائه نشد.باز هم به علت تنگی وقت از ذکر دقیق بسیاری از احادیث و روایات معذور بودم.
به هر حال اگر دوستان به جنبه های جدیدی از مساله پی بردند و یا توانستند احادیث بیشتری در این زمینه استخراج کنند ، حتما ما را در کامل کردن این موضوع یاری فرمایند.
به علاوه جنبه های مفصل دیگری در این فیلم وجود دارد که اگر روی آن ها هم کار شود بسیار مناسب است.
درکل تا کالبد شکافی کامل فیلم راه زیادی باقی است.دوستان لطفا یاری فرمایند.
علی واضحی

