تبليغاتX
::: آیینه جادو ::: The Best Movie Reference
سلام بر شما دوستان هنر هفتمی، .
آیینه جادو
اتوبوس شب

چند شب پیش فیلم اتوبوس شب رو دیدم فیلمی از کیومرث پوراحمد..یک فیلم در ژانر دفاع مقدس که در جشن واره های داخل و خارج از کشور تحسین شد. فیلم سیاه و سفید بود نوع فیلم برداری با فیلم برداری های متداول در سینمای ما تفاوت داشت. علاوه بر سیاه و سفید بودن نوع حرکت دوربین در بسیاری از صحنه ها مخصوصا اوایل فیلم مثل فیلم های مستند بود. حرکت دوربین خیلی به فیلمهای مستند شبیه بود دوربین روی دوش فیلم بردار و حرکت در صحنه.این نوع فیلم برداری و هم چنین سیاه و سفید بودن. تصاویر رو خیلی باور پذیر کرده بود . سیاه وسفید بودن از این جهت مناسب بود که ما اکثر فیلم هایی که به صورت واقعی از جنگ دیدیم یا سیاه وسفید هستند ویا این که رنگ توی اون ها زیاد نیست که فکر میکنم به خاطر شرایط خاص فیلم برداری و نوع تجهیزات در این نوع تصویر برداری ها باشد . بعضی از صحنه ها مثل حرکت اسرا درون کانال ها در اوایل فیلم رو اگر مجزا ببینید متوجه غیر واقعی بودن ان نمیشوید. هم چنین نوع کادر بندی و زمان توقف در صحنه ها هم کمک زیادی به طبیعی تر شدن فیلم میکرد.کادر های بسته و تغییر مرتب کادر اجازه دقت در جزئیات صحنه رو از تماشگر میگیره و با این تکنیک بدون هزینه کردن های نجومی برای طراحی صحنه های جنگی. صحنه های باور پذیر و طبیعی به دست میاید.فیلم شخصیت های جالبی داره. راننده اتوبوس(خسرو شکیبایی) بازی خیلی خوبی داره من تا قبل از دیدن این فیلم فکر نمیکردم این قدر بازیگر توانایی باشه ولی بعد از دیدن نظرم عوض شد!شخصیت پردازی بسیار خوبی داشت بعضی از دیالوگ های که میگفت خیلی عالی بود.جملات ساده ولی پر مغز.از شخصیت های فیلم عماد به نظرم اون طور که باید تو نقشش جا نیافتاده بود یه مقدار اغراق داشت.هر چند استفاده از کلیشه در فیلمهای دفاع مقدس به یک عادت غلط تبدیل شده از کارگردانی مثل پور احمد انتظار نمیرفت ازش استفاده کنه اون هم در این حد!.کلیشه ی ثابت و تکراری یک دانشجوی نخبه که  شرایط خانوادگی و تحصیلی بسیار خوب رو رها کرده واومده تا برای ارمان هاش بجنگه!! نامزدش هم تا پشت خط مقدم جلو اومده و مرتب با بی سیم باهاش صحبت  میکنه اون هم زیر فشار عراقی ها و در حالتی که خمپاره ها در دو متری منفجر میشن با یه لحن عاشقانه ای پشت بی سیم میگه عزیزم الان وقت مناسبی برای صحبت کردن نیست!!! نامزدش هم قبول میکنه به شرطی که زود برگرده!!!. استفاده از این کلیشه ها ی گل درشت توسط کارگردانی مثل پوراحمد خیلی تو ذوق میزنه.اون هم در این حد..به نظرم عماد ضعیفترین شخصیت فیلم بود حذف اون فیلم رو به مراتب زیبا تر میکرد..دیالوگ های کلیشه ای همراه با بازی بسیار ضعیف.!برای مثال اون جا که به اجبار توی میدان مین راه میره کمترین استرسی توی چهرش و یا صداش دیده نمیشه مثل این که داره تو پارک قدم میزنه!! این ها رو اضافه کنید به یه دیالوگ مسخره ای که در این صحنه داره میگه .بر خلاف عماد اون بسیجی که کنارش راه میره بازی فوق العاده ای داره هم در این صحنه و هم در طول فیلم.هر چند در چند تا صحنه دیالوگ هایی میگه که به سنش و شخصیتش نمیخوره مثلا اون جایی که بعد از تیراندازی سمت عراقی ها و توی اون شرایط با یه حالت فیلسوفانه ای میگه :چرا میجنگیم؟. این جمله نه مناسب برای این شخصیت هست و نه مناسب برای اون شرایط.البته در کل بازی بسیار خوبی داشت همچنین شخصیت پردازی خوب. شخصیت بعدی اسیری است به نام فاروغ.محمد رضا فروتن بهتر از این نمیتونست تو این نقش بازی کنه. به قدری خوب بازی میکرد که از همون اول به عنوان یک اسیر عراقی برای تماشاگر شخصیت قابل احترامی داشت یعنی قبل از پیوستنش به ایرانی ها و کمک به اون ها..بازیش فوق الاده بود اما لهجه عربیش افتضاح بود! نمیدونم چرا بیشتر رو  لهجه ها کار نکرده بودند نه فقط فاروغ هیچ کدوم از اسرا لهجه خوبی نداشتند.اسلحه ی عیسی همون بسیجی 18 ساله توی فیلم خیلی نقش پر رنگی داره. اسلحه که نمادی از قدرته دست هر کسی میافته از اون یک شخصیت جدید میسازه واین ذات قدرته.اوج این معنی را توی اون صحنه ای میبینیم که راننده حاضر به گرفتن اسلحه برای مدت کوتاهی نمیشه واصرار داره که حتی به سمت یک گنجشک هم نمیتونه شلیک کنه و از گرفتن اسلحه طفره میره اما بالاخره اسلحه را میگیره. توی صحنه بعدی میبینیم همین ادمی که تا چند دقیقه پیش حاضر به قبول اسلحه نبود و از اون میترسید.حالا اسلحه به دست میان اسرای عراقی راه میره رجز میخونه صدای اسلحه را در میاره به سمت اسرا نشونه میره و اون ها رو میترسونه بعد میخنده! میگه من پیرمردم ولی خیلی جدیم!!!. به سرعت داره تغییر شخصیت میده. اون ادم بی ازار مهربون داره تبدیل میشه به ادمی که بدش نمیاد اسرا رو بترسونه بدش نمیاد ادما ازش بترسن.یعنی تغییر شخصیت میده.البته این مدت زیادی دوام نمیاره وبعد از این که اسلحه رو تحویل میده دوباره میشه همون راننده قبلی!. این نشون دهنده ذات قدرته که از ادما شخصیت های جدید و متفاوت میسازه. یه جایی میخوندم زمان جنگ یکی از فرماندهای جنگ توی یک جلسه ای جلوی یکی از بزرگان میگفته:رزمندگان اسلام صدام رو شکست دادندو.. شروع می کنه از صدام بد گفتن. اون بزرگوار بعد از صحبت های فرمانده میگه:مواظب باشید همه ما درونمون یک صدام داریم فقط قدرت پیدا نکرده خودش را نشون بده!.

 

این یک واقعیت است که قدرت ادم ها رو عوض میکنه و پوراحمد این رو خیلی ظریف و زیبا نشون داده.

یکی از نکات خوب فیلم این است که در عین حال که از دفاع مقدس وچهره های اون دفاع میکنه از جنگ انتقاد میکنه.و این چیزیه که کمتر توی سینمای ما دیده مشه .معمولا افراد یا در مسئله جنگ دچار افراط میشن یا تفریط.از بعضی نقاط ضعف فیلم که بگذریم در کل فیلم خوبی بود. هر چند از پور احمد انتظاری بیش از این میرفت
امین واضحی

+ نوشته شده در <- PostDate->ساعت 0:20 توسط |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا

<