فیلم-خاطره !
نمای در ورودی دبیرستان از خ. فخرآباد
اسم دبیرستان رو میشه خوند
یه تویوتا سواری قدیمی از تو خیابون می پیجه به د اخل ورودی و از دوربین دور میشه
[صدای عادی موتور تویوتا ]
*{می تونه مال هر کسی باشه!}
دوربین کنار آبخوری ها ،
نما از در آبدارخونه ،ورودی که تویوتا داره به اون وارد میشه ، در دفتر و در گوشه تصویر در بیرونی نمازخونه که باد پرده هاش رو به بیرون هل میده،
افتاب نسبتا شدید!
[صدای تویوتا که نزدیک میشه]
آبدارچی با یه سینی از آبدارخونه بیرون میاد که تویوتا رو میبینه ، می ایسته !
نما باز از بالای ساختمون پیش دانشگاهی:
تویوتا وارد میشه ، برای آبدارچی یه نیش ترمز میزنه و سلام و احوال پرسی می کنه!
و دوباره سرعت میگیره!
کات به
نما از کنار دفتر، آبخوری ها و زمین های والیبال در روبرو قرارا دارن !
تویوتا سرعت می گیره و آبدارچی وارد دفتر میشه !
کات به نمای در بیرونی نمازخونه
پرده ها رو باد تکون میده
هاله از چند نفر که دور هم نشستن رو میشه در داخل سالن تشخیص داد
---------------------------------------------------------------------
شات روی در سالن نمازخونه از بیرون نمازخانه،
تعدادی کفش توی جاکفشی ها (در حدود 40 جفت)
[صدای همهمه بچه ها در پس زمینه]
کات به
حرکت دوربین روی دست ، از پله ها به سمت نمازخونه پشت سر محبی ! چهره محبی رو هنوز تماشاگر ندیده
[صدای پا روی پله]
کات به
مدیم شات نماز خونه ، همه گروه ها مشغول کار گروهی ، در اصلی نمازخونه در گوشه تصویر
محبی به ارامی از در اصلی وارد میشه و همونجا دم در مشغول نظاره میشه
[صدای همهمه]
نمای سالن از پشت سر محبی
حرکت تراولینگ از پشت سر محبی به داخل سالن
محبی دم در میمونه
دوربین از کنار گروه های مختلف رد میشه
[مقصودی : بک استریت بویز !!! قهقهه بلند ، راجع به بکهام داره حرف میزنه ، اعم از دیوید یا ویکتوریا]
[همهمه ای راجع به خاطرات بیگلر با کریمیان]
[همهمه گروهی راجع به فوتبال و خطاهایی که داور نگرفته ، ]
[همهمه گروهی بعدی راجع به فوتبال و خطاهایی که داور الکی گرفته ، ]
کلوزاپ به چهره ی محبی ، همه گروه ها رو زیر نظر داره !
اولین باره که تماشاگر چهره محبی رو میبینه !
عینک نسبتا بزرگی داره! از بالای ابرو تا استخون گونه رو پوشش میده !
با انگشت اشاره دست راست میله وسط عینگش رو به بالا هل میده !
نمای باز سالن که پرده های نماز خونه با باد تکون می خورند و جلوی دوربین رو میگیرند
[صدای آرام همهمه در پس زمینه]
[سکوت نسبی]
[صدای فریاد محبی: نبوی ، برو بیرون !!!!]
کلوزاپ از چهره محبی !
هنگام فریاد عینکش به طرز محسوسی تکون می خوره !
[سالن در سکوت فرو میره ]
شات از هیکل کامل محبی که با انگشت به بیرون اشاره میکنه !
[کماکان سکوت]
کات به
نبوی با چهره بی تفاوت : اقا با وسایل یا بی وسایل !
[سالن میره رو هوا، صدای خنده مقصودی کاملا از بقیه متمایزه]
نما از سالن که همه دارن می خندن !
دیزالو به
کلوزاپ چهره مستاصل محبی که داره عواقب هر کدوم از گزینه ها رو بررسی میگه !
کلوز اپ نبوی :
به طور اشکار داره لبخند میزنه و سعی در پنهون کردنش هم نداره !
--------------------------------------------------------------------------
نویسنده : احمد
اسم دبیرستان رو میشه خوند
یه تویوتا سواری قدیمی از تو خیابون می پیجه به د اخل ورودی و از دوربین دور میشه
[صدای عادی موتور تویوتا ]
*{می تونه مال هر کسی باشه!}
دوربین کنار آبخوری ها ،
نما از در آبدارخونه ،ورودی که تویوتا داره به اون وارد میشه ، در دفتر و در گوشه تصویر در بیرونی نمازخونه که باد پرده هاش رو به بیرون هل میده،
افتاب نسبتا شدید!
[صدای تویوتا که نزدیک میشه]
آبدارچی با یه سینی از آبدارخونه بیرون میاد که تویوتا رو میبینه ، می ایسته !
نما باز از بالای ساختمون پیش دانشگاهی:
تویوتا وارد میشه ، برای آبدارچی یه نیش ترمز میزنه و سلام و احوال پرسی می کنه!
و دوباره سرعت میگیره!
کات به
نما از کنار دفتر، آبخوری ها و زمین های والیبال در روبرو قرارا دارن !
تویوتا سرعت می گیره و آبدارچی وارد دفتر میشه !
کات به نمای در بیرونی نمازخونه
پرده ها رو باد تکون میده
هاله از چند نفر که دور هم نشستن رو میشه در داخل سالن تشخیص داد
---------------------------------------------------------------------
شات روی در سالن نمازخونه از بیرون نمازخانه،
تعدادی کفش توی جاکفشی ها (در حدود 40 جفت)
[صدای همهمه بچه ها در پس زمینه]
کات به
حرکت دوربین روی دست ، از پله ها به سمت نمازخونه پشت سر محبی ! چهره محبی رو هنوز تماشاگر ندیده
[صدای پا روی پله]
کات به
مدیم شات نماز خونه ، همه گروه ها مشغول کار گروهی ، در اصلی نمازخونه در گوشه تصویر
محبی به ارامی از در اصلی وارد میشه و همونجا دم در مشغول نظاره میشه
[صدای همهمه]
نمای سالن از پشت سر محبی
حرکت تراولینگ از پشت سر محبی به داخل سالن
محبی دم در میمونه
دوربین از کنار گروه های مختلف رد میشه
[مقصودی : بک استریت بویز !!! قهقهه بلند ، راجع به بکهام داره حرف میزنه ، اعم از دیوید یا ویکتوریا]
[همهمه ای راجع به خاطرات بیگلر با کریمیان]
[همهمه گروهی راجع به فوتبال و خطاهایی که داور نگرفته ، ]
[همهمه گروهی بعدی راجع به فوتبال و خطاهایی که داور الکی گرفته ، ]
کلوزاپ به چهره ی محبی ، همه گروه ها رو زیر نظر داره !
اولین باره که تماشاگر چهره محبی رو میبینه !
عینک نسبتا بزرگی داره! از بالای ابرو تا استخون گونه رو پوشش میده !
با انگشت اشاره دست راست میله وسط عینگش رو به بالا هل میده !
نمای باز سالن که پرده های نماز خونه با باد تکون می خورند و جلوی دوربین رو میگیرند
[صدای آرام همهمه در پس زمینه]
[سکوت نسبی]
[صدای فریاد محبی: نبوی ، برو بیرون !!!!]
کلوزاپ از چهره محبی !
هنگام فریاد عینکش به طرز محسوسی تکون می خوره !
[سالن در سکوت فرو میره ]
شات از هیکل کامل محبی که با انگشت به بیرون اشاره میکنه !
[کماکان سکوت]
کات به
نبوی با چهره بی تفاوت : اقا با وسایل یا بی وسایل !
[سالن میره رو هوا، صدای خنده مقصودی کاملا از بقیه متمایزه]
نما از سالن که همه دارن می خندن !
دیزالو به
کلوزاپ چهره مستاصل محبی که داره عواقب هر کدوم از گزینه ها رو بررسی میگه !
کلوز اپ نبوی :
به طور اشکار داره لبخند میزنه و سعی در پنهون کردنش هم نداره !
--------------------------------------------------------------------------
نویسنده : احمد
+ نوشته شده در <-
PostDate->ساعت 13:32 توسط |

